رفتن به محتوای اصلی
بهبود تجربه مشتری

بهبود تجربه مشتری

بهبود تجربه مشتری- قسمت اولدر اولین فیلم شبکه وایت برد در سال 1394 به بهبود تجربه مشتری پرداخته ایم . بهبود تجربه مشتری یکی از علوم جدید و بسیار تاثیر گذار است . در این فیلم به چند نکته کلیدی در مورد بهبود تجربه کاربران می پردازیم . در عصر جدید اقتصاد مزیت های محصول دیگر اثرگذاری گذشته را ندارد و اکثر کسب و کارها با ایجاد مزیت های جدید بر روی محصول نمی توانند خریداران را ترغیب به تصمیم گیری نهایی کنند. در اینجاست که UXO یا همان بهبود تجربه کاربر به کمک شما می آید.

Download “دانلود مستقیم فیلم - بهبود تجربه مشتری قسمت اول” 10th-ux1.mp4 – 1022 بار دانلود شده است – 17 MB

 (حجم فایل :16.81 مگابایت)

همین الان می توانید فیلم را بصورت زنده مشاهده نمایید.

منبع : بهبود تجربه مشتری – وان کلیک

 

اگر به موضوع بهبود تجربه مشتری علاقه دارید؟ کلیک کنید.

بهبود تجربه کاربری: 8 نکته کلیدی

بهبود تجربه کاربری: 8 نکته کلیدی

 

8 نکته کلیدی برای بهبود تجربه کاربریبهبود تجربه کاربری  یا UXO یکی از مهم ترین بخش ها برای کمک به فروش شماست.

با استفاده از نکات زیر تجربه کاربران خود را بهبود بخشید:

1- اجرای آزمون تجربه کاربری: این نکته قدرتمندترین روش در تجربه کاربری است. نسخه ساده به این شکل است که شرکت‌کنندگان خود را پیدا می‌کنید، به آن‌ها یک مسئولیت در رابطه با سیستم/محصول/وب‌سایت می‌دهید و بعد تنها نگاه می‌کنید.

2- بهبود مسیریابی: از یکی از دوستان خود که طراح نیست بپرسید چه چیزی راجع به وب‌سایت از همه بیشتر او را اذیت می‌کند و چه چیزی را نمی‌تواند پیدا کند. یکی از آسان‌ترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید آزمون مسیریابی سایت است. یک دسته با 10 الی 20 کارت آماده کنید، هر کارت شامل توضیح مختصری از اهداف سیستمتان باشد. در پشت هر کارت لیست سرفصل‌های اصلی ساختار مسیریابی موجود را بنویسید. کارت‌ها را به کاربران بدهید و از آن‌ها بخواهید سرفصل‌هایی که استفاده می‌کنند را تیک بزنند. به این فرآیند آزمون درخت گفته می‌شود که به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید کاربرانتان چگونه فکر می‌کنند.

3- بررسی راهنمای کاربر: راهنمای کاربر چیزی فراتر از یک کتابچه راهنما است. وب‌سایت‌ها ممکن است که کتابچه راهنما نداشته باشند اما اغلب آن‌ها راهنمای کاربر را به‌صورت رونوشت خیلی کوچک در فرم‌ها دارند. یک راه آسان برای بررسی متن دستورالعمل این است که از شخصی بخواهید آن را بخواند بعد ببینید چطور آن را تفسیر می‌کند و البته بهتر این است که شخص هم‌زمان آن‌ها را انجام هم بدهد تا ببینید کجا به مشکل می‌خورد. با برطرف کردن اشکالات می‌توانید تجربه کاربران را بهبود بخشید.
4- راه‌اندازی یک نظرسنجی: اگر احساس می‌کنید که اجتماعی نیستید و می‌خواهید بازخورد از کاربرانتان داشته باشید بدون ملاقات با آن‌ها، نظرسنجی را امتحان کنید. ارزیابی‌های آنلاین سریع و ارزان هستند و خودشان آنالیز هم می‌کنند. ارزیابی‌تان کوتاه و خاص باشد به‌این‌ترتیب کاربرانتان ایده‌های بسیاری برای نحوه بهبود بخشیدن به تجربه‌شان به شما ارائه می‌دهند. تنها ریسک ارزیابی این است که ممکن است پاسخی دریافت نکنید پس برای حذف این ریسک به نحوه طرح سؤالاتتان دقت کنید.
5- بازنگری کانال موبایل: هرسال می‌گوییم که امسال سال موبایل است. این دفعه واقعاً روی کانال موبایل سایتتان تمرکز کنید زیرا مکان خوبی برای شروع بهبود تجربه کاربری است. اشکالاتی که از پیش یافته بودید را برطرف کنید و بعد روی بهبود سایت برای افرادی که آن را با موبایل باز می‌کنند کار کنید.

6- بازنگری طراحی بصری: افرادی که طراح نیستند دقیقاً نمی‌دانند که چطور باید طراحی بصری سایت خود را ارزیابی کنند. احساسشان این است که چون طراحی بلد نیستند پس چیز مفیدی هم نمی‌توانند به آن بیفزایند. اما در حقیقت همه می‌توانند با استفاده از چهار اصل کلیدی: تمایز، تکرار، نحوه چیدمان و نزدیکی، تجربه کاربر را از مواجهه با طراحی بصری خود بسنجند. نگاهی به صفحه‌نمایش سیستم خود بیندازید و ببینید چگونه می‌توانید این 4 فاکتور را بهبود بخشید.

7- ارزیابی پیغام خطا: هیچ‌کس پیغام خطا را دوست ندارد. کاربران از آن متنفرند چون نشان می‌دهد کار احمقانه‌ای انجام داده‌اند. برنامه نویسان متنفرند چون انحراف از برنامه‌نویسی است و طراحان نیز چون بی‌ربط به کار اصلی کاربران می‌باشد از آن نفرت دارند. شاید به همین دلیل در بسیاری از گروه‌های طراحی متن پیام خطا به کارآموزان سپرده می‌شود. اما شما می‌توانید در این زمینه بهتر عمل کنید. کل پیام‌های خطای سیستمتان را بازنگری کنید و از خودتان بپرسید: آیا آن‌ها مفید، سازنده و دقیق هستند؟ از سرزنش جلوگیری می‌کنند؟ با حذف برخی از این پیغام‌ها احساس بهتری به کاربران خود بدهید.

8- بازنگری سیستم دسترسی: در تمامی کشورهای جهان، بخشی از جمعیت افرادی هستند که ناتوانی‌های مختلفی دارند. برای مثال 14% جمعیت انگلستان معلول‌اند، 9% انواعی از کوررنگی دارند، 4% مشکل بینایی، 21% سنشان 60 یا بیشتر است که این امر باعث زوال بینایی، شنوایی و حافظه آن‌ها شده است. بسیاری از این افراد مشتری‌های شما هستند پس بررسی کنید تا مشکل عمده‌ای در مسیر استفاده آن‌ها از سیستمتان وجود نداشته باشد. یک تغییر ساده می‌تواند این باشد که متن alt که برای تصاویر استفاده می‌کنید را بهبود بخشید.

دانلود اینفوگرافیک همین مقاله 

منبع: وان کلیک -بهبود تجربه کاربر

اگر به موضوع مقاله بهبود تجربه کاربری علاقه دارید؟ کلیک کنید.

دانلود PDF مجموعه مقالات بهبود تجربه مشتری، همین الان!

هشت اهرم افزایش فروش آنلاین

هشت اهرم افزایش فروش آنلاین

۸ روش بیش فروشی آنلاینسلام امروز قصد دارم هشت اهرمی که باعث افزایش فروش آنلاین وب سایت می شود را به همراه چند مثال معرفی کنم این روش ها همه زیربنای روانشناسی دارند و بر اساس کارکرد مغز ساخته شده اند.
اهرم اول:رنگ دکمه فراخوان
استفاده از دکمه زرد یا نارنجی بیشتر قابل تشخیص است تا رنگ های تیره تر زمانی که بازدیدکننده ها به سایت شما می آیند نا خودآگاه به رنگ های روشن تر خیره می شوند و در کمتر از سه ثانیه می خواهند متوجه کارکرد دکمه ی درون صفحه شوند.

قرمز و نارنجی با بالا بردن ضربان قلب نیز هیجانی کاذب در مغز ایجاد می کند که باعث ایجاد انگیزه خرید می شود در حالی که رنگ هایی مثل مشکی به دلیل ذات لوکس خود حتی ممکن است اضطراب از خرید ایجاد کنند.

بیش فروشی آنلاین

 

از راهنما های تصویری استفاده کنید
دکمه های فراخوان خود را ساده در صفحات سایت خود نگذارید از راهنما های بصری در سایت خود و به دیده شدن آن کمک کنید بر اساس

بیش فروشی آنلاین

رفتار شناسی انسان ها زمانی که آیتمی تصویری نزدیک دکمه وجود دارد حس انتخاب دکمه از زمانی که تنها در صفحه است بیشتر است.

ادامه مطلب
آیا فقط باید پول بگیریم؟

آیا فقط باید پول بگیریم؟

بهبود تجربه مشتریچند روزی است که درگیر سرویس دهی یک شرکت میزبانی وب هستیم . متاسفانه در هنگام پایان هر سال این سرویس دهنده بسیار سخت گیرانه نسبت به دریافت مبلغ هزینه میزبانی وب سایت اقدام می کند ولی در طول سال هیچ توجهی به مشکلات و خواسته های مشتری ندارد.

در این چند روز یک سوال مهم ذهن من را درگیر کرده است؟
آیا ما فقط باید به فکر این باشیم که بفروشیم و پول بگیریم یا اینکه بدنبال لذت بردن از رضایت مشتریان باشیم.

ما در وان کلیک واقعا بدنبال لذت بردن از رضایت مشتریان هستیم٬ بارها پیش آمده است که مشکل حتی یک مشتری کل تیم ما را درگیر خود کرده است تا بهترین سرویس دهی با بالاترین کیفیت را ارائه دهیم .

به اعتقاد من مهم ترین کار کسب و کار بهبود تجربه و رضایت مشتریان است وگرنه در مدت کوتاه ما تبدیل می شویم به کارخانه تولید ناراضی .

برگردیم به داستان ابتدای این نوشته به نظر شما وقتی یک مشکل مانند ارسال ایمیل برای یک مشتری در طول ۳ ماه مرتب و چند هفته یکبار پیش می آید آیا وظیفه سرویس دهنده نیست که حتما برای رفع آن فکری کند .

در اینجا به نکته دوم می رسیم و آن هم توجه و مراقبت دائمی از مشتریان است. این توجه فقط برآورده کردن نیازها نیست بلکه باید به سطحی فراتر از آن فکر کنیم و تلاش کنیم که نه تنها نیازهای مشتریان را برآورده کنیم بلکه حتی آنها را شگفت زده نماییم .

تولید رضایت در مشتری کار سختی نیست فقط تعهد و عشق می خواهد. باید دیدگاه مان را نسبت به مشتری از یک منبع تولید نقدینگی به یک فرصت لذت بخش تغییر دهیم. هر بار که یکی از مشتریان با ایمیل خود رضایت مندی اش را اعلام می کند کل تیم ما شعف و خوشحالی وصف ناپذیری پیدا می کنند٬ این حس را نمی توان قیمت گذاری کرد.

اگر قصد دارید که درآمد پایدار و مداومی داشته باشید راه آن فقط و فقط بهبود تجربه مشتری است. اکنون هنوز مشکل یکی از سایت های ما در ارسال ایمیل برطرف نشده است و به شدت نارضایتی از این سرویس دهنده در ما وجود دارد. شاید در آینده با اسم و جزییات بیشتر بصورت یک مطالعه موردی نحوه سرویس دهی اشتباه و مرگبار این شرکت را در یک مقاله شرح دهیم.

نتیجه نهایی:
ما مشتریان خودمان را نباید با کیف پول های بدون اختیار تصور کنیم٬ آنها هر لحظه می توانند یک شرکت دیگر را جایگزین ما کنند٬ هر لحظه می توانند از رقیب ما خرید کنند بازار و رقابت هر روز فشرده تر و سخت تر می شود٬ این دیدگاه که مشتری همیشه وابسته به ما است و از ما خرید می کند یک نسخه منسوخ شده و اشتباه است.

برای موفق شدن و حتی کسب ثروت تنها یک راه پایدار وجود دارد و آن هم:

توجه به مشتری و بهبود تجربه آنهاست.

می خواهم بازاریابی اینترنتی یاد بگیرم. 

روانشناسی بازاریابی چریکی

روانشناسی بازاریابی چریکی

روانشناسی بازاریابی چریکیاحتمالاً از اهمیت روانشناسی در بازاریابی مطلع هستید و می­دانید که 90 درصد تصمیمات خرید، در مغز ناخودآگاه به وجود می­آید و ما هم راهی مطمئن برای دستیابی به مغز ناخودآگاه داریم.

همچنین می­دانید که همه­ی تصمیمات خرید به خاطر دلایل احساسی هستند و این که ما از دلایل منطقی٬ برای توجیه این تصمیمات استفاده می­کنیم. مسلماً می­دانیم افرادی هستند که از سمت چپ مغز خود بیش­تر استفاده می­کنند که برای منطق و دلایل سریالی به کار می­رود و افرادی نیز هستند که از سمت راست مغز خود استفاده می­کنند که بیشتر برای احساسات و جاذبه­های زیبایی کاربرد دارد.

از آن جایی که در حدود نیمی از مردم از سمت چپ مغز و نیم دیگر از سمت راست آن استفاده می­کنند، بهتر است که شما از هر دو نیمه استفاده کنید و پیام‌های خود را برای هر دو طرف مغز بفرستید، در غیر این صورت، نیمی از سرمایه‌گذاری بازاریابی خود را از دست می­دهید.

افراد چپ مغز

باید بدانید که مراجعه به افراد چپ مغز، باید با اعداد باشد و پیام‌های شما باید با اعداد و واژه‌های زیادی باشد؛ زیرا این افراد از نوشته خوششان می­آید. پیام‌ها باید منطق داشته باشند، زیرا آن‌ها همیشه می­خواهند بدانند که چرا؟

باید فهرست داشته باشند و آن فهرست‌ها باید معرف حقایقی به فرم گلوله باشند تا بتواند در مغز آن‌ها بنشیند. آن‌ها باید همه چیز را با ریزه‌کاری‌های زیاد بدانند؛ زیرا افراد چپ مغز را باید تحت تأثیر قدرت متقاعدشدن قرارداد. پس برای مورد خطاب قرار دادن چپ مغزها، از اعداد، واژه‌ها، منطق، فهرست، و ریزه‌کاری استفاده کنید.

راست مغز

برای تحت تأثیر قرار دادن راست مغزها، از عکس، تصویر، تخیل، رنگ، ریتم و فضا استفاده کنید. تصاویر می­تواند به صورت صوتی- تصویری و نمایش باشند. برای درگیر کردن افراد راست مغز، از حس‌های آن‌ها استفاده کنید. آن‌ها به خوبی به همه­ی رنگ‌ها پاسخ می­دهند.

در طراحی، بسته­ بندی، اداره، شرکت و وب‌سایت از فضا استفاده کنید. افراد راست مغز از فضاهای باز خوششان می­آید.

شما هم حتما بدنبال یک راه اجرایی برای افزایش فروش تان هستید.

چه روش هایی می تواند موجب افزایش فروش تان شود؟

اگر بودجه محدود داشته باشید باید چه کار کنید؟

بر روی لینک زیر کلیک کنید

بله٬ این روش را نیاز دارم

۵ دلیل برای استفاده مستقیم از ضمیر ناخودآگاه مشتری در بازاریابی:

۱. از تصاویر، به منظور کمک به مغز ناخودآگاه برای درک مطلب استفاده می­کند. هیچ دو مشتری یکسان نیستند و در چند گروه قرار می­گیرند، اما هنوز به صورت فردی هستند و فقط از نظر فردیت، به طریقی که می­خواهید به شما مربوط می­شوند. قرار دادن تصاویر در مغز آن­ها باید قسمتی از پیام شما باشد، اما خود تصاویر پیام نیستند.

۲. مغز ناخودآگاه هوشمند تر از مغز آگاه است. با وجود این، مغز ناخودآگاه به ندرت بر ضد تصمیمات مغز آگاه عمل می­کند. استفاده بیش از حد از کارت اعتباری، سیگار کشیدن، و خوردن غذاهای نامناسب، مثال‌هایی از رفتار عاقلانه­ی مغز ناخودآگاه است که به مغز آگاه ، اجازه­ی خلاف‌کاری می­دهد. تصمیم، بعد از بحثی داخلی بین مغز آگاه و ناخودآگاه گرفته می­شود. در بیش­تر مباحث با مغز ناخودآگاه غیرمنصفانه برخورد می­شود.

۳. مغز ناخودآگاه مکالمه داخلی را کنترل می­کند. مشتریان شما مکالمه داخلی را تجربه می­کنند؛ آیا شما در آن مورد چیزی دارید که بگویید. اما به عنوان یک چریک، از شغل خود باید کمک بگیرید تا در مغز مخاطب خود مکالمه مثبت تولید کنید. یعنی دور انداختن این ایده که بهتر است راه حل مشکل را بفروشید و آن ­را با چیزی جانشین کنید که مشتری را به حالت مثبت مغزی می­رساند.

مثال: بدون دزدگیر، خانه و خانواده شما در خطر هستند

حالت درست: به راحتی بخواب چون می­دانی که خانه و خانواده‌ات محافظت‌شده‌اند.

بله، این حقیقت دارد که فروختن راه حل، بلیت ورودی است، اما دستاوردهای جدید در روانشناسی نشان می­دهند که فروش منافع مثبت نباید از نظر دور بمانند. مطالعات نشان می­دهند که فقط 34 درصد مردم همان محصول را از همان فروشگاه یا فروشنده دو بار می­خرند. بیش تر آن‌ها دچار پشیمانی می­شوند. اگر مشتری در حالت مثبت مغزی باشد، پشیمانی به صفر می­رسد.

۴.مغز نا­خو­د­آگاه می­تواند بفهمد و چند پیام را ارتباط بدهد. به همین دلیل، چریک­ها، بازاریابی را به مغز ناخودآگاه می‌فرستند، زیرا می­توانند در یک زمان به چند قسمت مغز مربوط شوند که این با استفاده از پیام‌های چند گانه است. این تصمیم‌گیری را سریع­تر می­کند. اگر مغز ناخودآگاه را با دسته­ای از پیام‌های بازاریابی مورد هدف قرار دهید که با استفاده از آن‌ها بتواند یک پیام بازاریابی متحد را فراهم کند، معمولاً به یک تصمیم قاطع و سریع منجر می­شود؛ زیرا مغز ناخودآگاه به قضاوت خود بهتر از هر دستور مستقیم دریافتی از دیگران اعتماد می­کند.

۵.مغز ناخودآگاه قبل از مشورت با مغز آگاه تصمیم‌گیری می­کند. این موضوع چریک‌ها را قادر می­سازد که به مشتری برای تصمیم‌گیری، قبل از اینکه او آگاهانه بداند که تصمیمی گرفته شده است، کمک کنند. این کمک می­کند که مغز ناخودآگاه نتواند آهسته کار کند و با تمام سرعت کار کند. به جای این که از مشتری بپرسید:” آیا برای بستن قرارداد مشکلی دارید؟” که جواب “نه” است. چریک‌ها می­پرسند،”چه وقت برای بستن قرارداد مشکل‌دارید؟” که بلافاصله هماهنگی می­آورد.

شروع بازاریابی در مغز ناخودآگاه

اگر هدف شما مشتریانی است که تصمیم خرید سریع و باثبات می­گیرند، باید آگاهانه شروع به بازاریابی در مغز ناخودآگاه آن‌ها کنید.

مغز آگاه را فراموش نکنید، با اینکه ضمیر شخصی سد راه او برای همراهی تصمیمات ناخودآگاهانه می­شود، اما فراموش نکنید که چه کسی یا کدام کار مهم تری انجام می­دهد. چیزی دارم که نباید فراموش کنید: کلیدی به حقیقت روانشناسی. در درجه­ی اول، می­خواهم مطمئن شوم که در مورد بینایی، شنوایی، و سیستم های حسی می­دانید.

مردمِ چشمی(بینایی) می‌گویند:”می­دانم منظورتان چیست (آن را می­بینم)”، “نمی‌توانم آن را تصور کنم (ببینم)” و”می­توانید راه را نشان بدهید”.

مردمِ گوشی (شنوایی) می­گویند: “صدای شما را به خوبی می­شنوم” . ” آن اسم در خاطرم چیزی را یادآوری می­کند”. ” مطمئن نیستم حقیقت را بگویم”.

افراد حسی می­گویند:”دستم را رو می­کنم”.”با آن­ها تماس می­گیرم” و”حس آن درست نیست”.

آخرین دفعه‌ای که خیلی سردتان بود را به یاد می­آورید؟ به یاد بیاورید که چطور از سرما آگاه شدید، و سپس حس کردید در سراسر بدنتان حرکت می­کند؟ شما در حالت حسی بودید.

آنچه را که در اینجا می­خواهم بگویم، می­تواند تمام تبلیغات بازاریابی را سرعت دهد و باکیفیت کند. اما نگران نباشید. افراد کمی آن را می­دانند؛ آن­هایی که می­توانند در زمانی کوتاه آن را به سودآوری کلان تبدیل کنند. مشتری تا وقتی که حس بعد از خرید را که به او دست داده است، تجربه نکرده باشد، نمی­تواند برای خرید تصمیم بگیرد.

آیا درست می­فهمید؟ متوجه شدید که می­­گویم مشتری باید حس داشته باشد و آن هم بعد از خرید؟ این‌ها کلید سودآوری است.

نکته ساده این است که مردم می­خواهند خوش­حال و راضی باشند، مخصوصاً در مورد تصمیمی که گرفته‌اند. این را در بازاریابی خود وارد کنید و مشاهده کنید که نتایج بهتر می­شوند. با اینکه این خلاف چیزی است که من در گذشته آموخته‌ام. حقیقت این است که دادن حس بد به مردم در مورد مشکلات آن‌ها، و سپس نشان دادن اینکه چه طور می­توانید درد را از بین ببرید، آن­ها را خوشحال و راضی نمی­کند.

چگونه مغز مشتریان خود را کنترل کنید؟

بدن شما، فرمان مغز را اطاعت می­کند، و شما مغز را کنترل می­کنید. می­توانید به دیگران برای کنترل مغزشان کمک کنید. بر طبق نظر پل هنلی، بازاریابی روی مغز ناخودآگاه، باعث شرکت در رفتار بازاریابی آگاهانه می­شود.

– با مشتری وقتی تماس بگیرید که چیزی جدید داشته باشد.

-کسب‌وکار خود را برای مشتری آسان کنید.

-بر فروش منحصربه‌فرد خود در هر کاری که می­کنید، تاکید داشته باشید.

-کاملاً صادق باشید، و از قوانین اخلاقی پیروی کنید.

-احتیاجات مشتری را بفهمید و برآورده کنید.

-مشتریان را بشناسید.

-در بازاریابی، باثبات و قابل پیش‌بینی باشید.

-از متقاعد کردن دقیق استفاده کنید.

برای بازاریابی در بهترین سطح، مهم این است که مانند یک کودک عمل کنید. منظورم داشتن مشکل رفتاری نیست بلکه، استادی در رفتار است:

-کودکان مصرّ هستند.

-کودکان زیاد سؤال می­کنند.

-کودکان نمی­خواهند محدود باشند.

-کودکان تخیل فعالی دارند.

-کودکان “نه” را قبول نمی­کنند.

-کودکان از آموختن لذت می­برند.

-کودکان دوست دارند اولین کسانی باشند که در مورد چیزی جدید صحبت می­کنند.

-کودکان آن قدر حرف می­زنند تا دیگران آن‌ها را درک کنند.

-کودکان سعی می­کنند از همه چیز سرگرمی بسازند.

کودکان همچنین همه­ ی چیزها و حقایق جدید را آزمایش می­کنند و متعجب و کنجکاو هستند. شما هم همین طور باشید.

بازاریابی در خلاء:

اگر در مغز ناخودآگاه مشتری، بازاریابی نکنید، یعنی دارید در خلأ بازاریابی می­کنید. ریشه­ ی نبوغ را می­توان پیدا کرد. اما گل نبوغ را باید در معجزات شکوفه زدن پیدا کرد. روانشناسی بازاریابی چریکی کاشته شده، آبیاری شده، و اجازه­­ ی شکوفایی به آن داده شده است. من هم کشاورز بوده­ ام و هم شاهد آنچه که محصول برداری بی­ پایان خواهد بود. به نظر می­رسد که سال آینده بهترین خواهد بود.

فقط اجرای یک نکته کافی است تا فروش خودتان را تا ۳ برابر افزایش دهید؟

بر روی لینک زیر کلیک کنید تا به شما بگوییم چگونه …

در مدت زمان کمتر از ۳ هفته فروش تان را چندین برابر کنید.

به سرعت از رقبا فاصله بگیرید.

بله٬ می خواهم این نکات را یاد بگیرم

سه عنصر متقاعد کردن

سه عنصر متقاعد کردن

فن بیان متقاعد کنندهخلاصه کتاب : سخنرانی موفق – برایان تریسی

ارسطو اولین فیلسوف بزرگی بود که به اهمیت فن بلاغت به‌عنوان ابزاری ضروری برای رهبری کردن پی برد. او عناصر ضروری متقاعدسازی را به سه بخش تقسیم کرد: لوگوس (منطق ) ، اِتوس (اخلاق ) و پاتوس (احساسات) . اجازه بدهید درباره این سه رکن به‌تفصیل بحث کنیم. لوگوس اشاره به منطق، کلمات و استدلال در بحث شما دارد. مهم است حرف‌هایی که می‌زنید باهم همخوانی داشته باشند، مانند حلقه‌های یک زنجیر باشند که به هم متصل‌اند و بیان یا بحثی را انسجام می‌بخشند. وقتی خوب فکر می‌کنید و صحبتتان را برنامه‌ریزی می‌نمایید،نکات مختلف و متعدد خود را سازمان‌دهی می­کنید تا روی نکته قبلی پایه‌ریزی می‌شود تا بحث متقاعدکننده‌ای شکل بگیرد.

دومین جنبه متقاعدسازی اتوس است. که مربوط به منش، اخلاقیات و باورهای شما به هنگام سخنرانی می‌شود.با افزودن بااعتبار خود نزد شنوندگانتان، قبل از سخنرانی و به هنگام آن ، احتمال این را که شنوندگان حرف‌هایتان را باور کنند و به توصیه‌های شما عمل نمایند ،افزایش می‌دهید.

سومین جنبه متقاعدسازی پاتوس است که مضمون احساسی و عاطفی صحبت شمارا دربرمی گیرد و شاید از همه‌ی جنبه‌های دیگر مهم‌تر باشد.تنها زمانی که پیوند احساسی و عاطفی برقرار کنید و روی مردم تأثیر بگذارید، می‌توانید به آن‌ها انگیزه بدهید که فکرشان را تغییر دهند و اقدام ویژه‌ای به عمل‌آورند.

اگر می‌خواهید مردم را تکان دهید و روی آن‌ها تأثیر بگذارید، این سه عنصر باید درهم‌تنیده باشند.

سه بخش پیام شما

آلبرت محرابیان استاد دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس ، چند سال قبل درزمینهٔ ارتباط مؤثر مطالعاتی کرد.او به این نتیجه رسید که هر پیام از سه رکن تشکیل می‌شود:کلمات،لحن صدا و زبان تن سخنران.

کلمات

محرابیان می‌گوید کلمات تنها 7 درصد پیام را به خود اختصاص می‌دهند.البته کلماتی که به کار می‌برید از اهمیت فراوان برخوردارند و باید در انتخاب آن‌ها دقت فراوان کرد.باید تصادف و تسلسل درست و سازمان‌یافته داشته باشند و به لحاظ دستور زبان هم درست و بی‌عیب باشند.اما همه ما تاکنون به صحبت‌های اساتیدی گوش‌داده‌ایم که از کلمات عالی و کم‌نظیر استفاده کرده‌اند و بااین‌حال از شنیدن حرفهایشان خسته شده ایم.کلمات به تنهایی کافی نیستند.

لحن صدا

دومین عنصرارتباط که محرابیان به آن اشاره می‌کند، لحن صداست.در محاسبات او،38 درصد پیام در لحن صدا خلاصه می‌شود.مهم تأکیدی است که بر کلمات می‌گذاریم.برای مثال به جمله “تو را خیلی دوست دارم “توجه کنید.با تأکید گذاردن بر هر یک از این کلمات و یا با سؤالی کردن جمله می‌توانید معنای عبارت را تغییر دهید.

هرمردی تجربه بحث کردن با همسرش را بر سر یک موضوع ساده داشته است.مردان از کلمات استفاده ابزاری می‌کنند اما زن‌ها سعی می­کنند از کلمات برای ایجاد ارتباط استفاده نمایند.به همین دلیل هر کلمه‌ای را به شکلی متفاوت می­شنوند.برای مثال زن ممکن است از حرفی که شوهرش زده است برنجد.مرد ممکن است بگوید:”اما من فقط این را گفتم.”

و زن ممکن است با عصبانیت بگوید:”مهم نیست چه گفتی مهم این است که چگونه گفتی.”

با تغییر دادن عمدی لحن صدا و با آگاه شدن از اهمیت آن ، می­توانید همه پیغام را تغییر دهید و تأثیری متفاوت بر شنوندگان بگذارید.

بدن-تن

محرابیان در ضمن به این نتیجه رسید که 55 درصد پیام مربوط به زبان تن می­شود.علتش این است که تعداد عصب‌هایی که از چشم به مغز می‌رسد،22برابر عصب‌هایی است که از گوش به مغز می‌رسد.

به همین دلیل است که تأثیرات دیداری بسیار قدرتمندتر هستند.

متوجه شیوه ارتباطی خود باشید

ارتباط برقرارکنندگان خوب به اینکه زبان تن آن‌ها چه تأثیری در موردقبول واقع‌شدن پیام آن‌ها برجای می‌گذارد توجه فراوان می‌کنند.

وقتی دست‌هایتان به‌صورت آزاد در دو طرف بدنتان آویزان است، وقتی کف دست‌هایتان به سمت بالا و باز است و شما با تبسمی بر لبان خود ضمن صحبت به حاضران در جلسه نگاه می‌کنید، شنوندگان احساس آرامش می‌کنند و پیامتان را به‌راحتی چون اسفنجی که آب را جذب می‌کند، جذب خود می‌نمایید.اگر چهره‌تان اخمو و جدی باشد،اگر بازوانتان را روی سینه به‌صورت ضربدر قرار داده باشید و یا با دست‌هایتان لبه‌های میز خطابه را گرفته باشید، شنوندگان این تصور را می‌کنند که یک والد خشمگین با آن‌ها حرف می‌زند.این‌گونه گیرنده‌هایشان را به روی شما می‌بندند،حالت تدافعی می‌گیرند،در برابر پیامتان مقاومتمی کننده به‌سادگی از حرفی که می‌زنید متقاعد نمی‌شوند.زبان تن موضوع بسیار مهمی است.!

ازآنجاکه برای گروه‌های متعددی سخنرانی کرده‌ام ،سخنرانان پیوسته از من می‌خواهند نظراتم را درزمینهٔ صحبت کردن آن‌ها در درس گروهی‌ها به اطلاعشان برسانم.من علاقه‌ای ندارم به اشخاص بازخورد منفی بدهم.زیرابه نظر می‌رسد اشخاص به اظهارنظرهایی که مثبت نباشند به‌شدت واکنش منفی نشان خواهند داد.بااین‌حال حیرت‌انگیز است که در بسیاری از مواقع من به مطلب واحدی اشاره می‌کنم.”آهسته‌تر حرف بزنید ،از سرعت کلامتان بکاهید،مکث کنید و در فاصله میان جملات خود تبسم کنید.”

به‌راستی‌که شگفت‌انگیز است.آن‌هایی که به این توصیه من عمل می‌کنند،تفاوت فراوان ای در واکنش حاضران در جلسه مشاهده می‌کنند.وقتی از سرعت صحبت خود می‌کاهید،کلمات شما واضح‌تر می‌شوند و شما شمرده‌تر حرف می‌زنید.لحن صدایتان خوشایندتر و لذت‌بخش‌تر است.وقتی تبسم می‌کنید ،گرما،دوستی و پذیرفتن را از خود ساطع می‌کنید.این امر سبب می‌شود که شنوندگان شما در شرایط آرامش قرار بگیرند و پیام شمارا بهتر دریافت کنند.

کسب درآمد میلیونی از طراحی سایت 

منبع : وان کلیک

گزارش بازدید از نمایشگاه الکامپ

گزارش بازدید از نمایشگاه الکامپ

گزارش بازدید از نمایشگاه الکامپروز قبل فرصتی پیش آمد برای بازدید از نمایشگاه الکامپ و توانستیم سری به نمایشگاه بزنیم مثل همیشه غرفه‌های مجهز و زنان و مردان خوش‌پوش آماده توضیح٬ اما…

ارائه‌های بسیار ضعیف

متأسفانه ضعیف‌ترین ارائه‌های عمرم را از این دوستان شنیدیم. کمترین تسلط به محصولات را داشتند و در واقع اکثراً به سؤال شما پاسخ نمی‌دادند و تنها متنی را که حفظ کرده بودند را دوباره بیان می‌کردند!!! در واقع به این نتیجه رسیدیم که اکثر شرکت‌ها باورهای غلطی برای شرکت در نمایشگاه دارند نه مخاطبان خود را شناسایی می‌کنند و نه استراتژی مناسبی برای حضور دارند. اگر مخاطب خود را شناسایی می‌کردند به نحوی دیگر و شکل ظاهری دیگری در نمایشگاه الکامپ حضور می یافتند . اطلاعات فنی را کامل به نیروهای خود می‌دادند . تنها یک نکته مثبت وجود داشت و آن هم گرفتن اطلاعات تماس مراجعان بود که البته با وجود ارائه های ضعیف دوستان بعید می‌دانم نتیجه مثبتی بگیرند.

چیدمان غرفه ها

مشکل بعدی چیدمان غرفه ها در نمایشگاه الکامپ بود اکثر استندها اصلاً دیده نمی‌شد شما نمی‌توانستی دقیقاً شاخه کاری هر غرفه را به راحتی تشخیص بدهید بعضی از دوستان هم که به دلیل خستگی یا احتمالاً سردرد (اتفاقات شایع در نمایشگاه سر درد است) کلاً حوصله صحبت نداشتند و در انتهای غرفه سنگر گرفته بودند!!!

در نتیجه اگر علاقه‌ای به موضوع پیدا می‌کردید به سختی کسی برای پاسخ‌گویی پیدا می‌شد اما این همه ماجرا نبود٬ چون ما تقریباً ظهر رسیدیم به نمایشگاه٬ ناهار دوستان هم همان زمان رسید و اگر جسارت می‌کردیم و به داخل غرفه‌ای می‌شدیم حکم مزاحم را داشتیم ( از برخوردها کاملاً معلوم بود) .

به هر حال نکته‌ای که باید ذکر کنم این است:

شرکت‌ها نه اطلاعاتی از نحوه انتخاب محل نمایشگاه دارند

نه می‌دانند چه کسانی باید در غرفه حضور پیدا کنند

و نه از هیچ ایده خلاقانه‌ای در محل نمایشگاه استفاده می‌کنند

زمانی که تصمیم به حضور در نمایشگاه می‌گیریم پارامتر های زیادی برای توجه وجود دارد اولاً به طور کلی دلیل از این حضور چیست و چه نتایجی را داریم دنبال می‌کنیم. حرکت غیرقابل اندازه‌گیری از سکون بدتر است. آیا به دنبال معروفیت هستیم یا در جست و جوی فروش؟ یا هر نتیجه دیگری که می‌خواهیم. برای بدست آوردن آن چه تمهیداتی باید اندیشید.

پوشش و لباس مناسب در نمایشگاه الکامپ

لباس نمایشگاه صرفاً کت و شلوار و کراوات نیست. مخاطب شما تعیین کننده است که چه لباسی باید پوشید و همین طور در مورد پوشش بانوان نیز باید دقت لازم را داشت. چه میزان باید برای چاپ کاتالوگ هزینه کرد٬ اصلاً چطور باید تبلیغ کرد؟ بدلیل رعایت نکردن نکات حرفه ای مقدار زیادی از بودجه شرکت‌های خود را به راحتی دور می‌ریزند٬ بودجه‌ای که در صورت عدم حضور سود بیشتری به شرکت می‌رساند.

جمع‌بندی اینکه امسال هم مانند سال‌های قبل :

۱- شاهد یک حضور ناشیانه از سمت بسیاری شرکت‌ها در نمایشگاه الکامپ بودیم

۲- افرادی که انگیزه مناسبی برای حضور در نمایشگاه نداشتند

۳- حجم زیادی از بودجه ای که در این نمایشگاه صرف شد بدون اثر گزاری مناسب از دست رفت

امیدوارم شرکت‌ها فکری برای حضور حرفه‌ای و موفق در نمایشگاه بکنند تا از این پس هر نمایشگاه مانند یک فاجعه تمام نشود.

اگر علاقه به حضور حرفه ای در نمایشگاه دارید : خلق مشتری پر سود – بسته حضور حرفه ای در نمایشگاه

نبرد مدیران- قسمت دوم

نبرد مدیران- قسمت دوم

نقاط ضعف

 

ضربه‌ی لشگر شما مثال برخورد سنگ آسیاب با تخم‌مرغ است. از دانش نقاط ضعف و قوت بهره بگیرید.

در متن امروز می‌خواهیم در مورد تحلیل نقاط قوت و ضعف را در فرآیند فروش بررسی کنیم

کسی که اول وارد زمین شود و در انتظار دشمن بنشیند، به هنگام نبرد تازه‌نفس خواهد بود. کسی که دیرتر به میدان بیاید و به سوی نبرد بشتابد، خسته از راه می‌رسد. پس جنگاور زیرک، اراده‌ی خود را بر دشمن تحمیل می‌کند و نمی‌گذارد اراده دشمن بر وی تحمیل شود.

امتیاز اولین بودن را دست کم نگیرید اگر اولین نیستید در دومین شدن اولین باشید جایگاه سازی و تمایز همیشه می‌تواند اولین برگ برنده شما باشد.

یک فرمانده با استفاده از امتیازاتی که بر دشمن دارد، می‌تواند کاری کند که دشمن به میل او نزدیک شود؛ یا با واردکردن ضرباتی ، مانع نزدیک شدن دشمن شود. در حالت اول، دشمن را با گذاشتن طعمه به دام می‌کشد و در حالت دوم ، در نقاطی مهم به دشمن شبیخون می زند و او را به دفاع وامی‌دارد.

بگذارید مثالی بزنیم این روزها چالش سطل آب یخ فراگیر شده اما سامسونگ از این فرصت استفاده کرد و کلیپی تولید شد که در آن نوکیا، آیفون و اچ تی سی را به این چالش دعوت می‌کند پر واضح است که مزیت ضد آب بودن را به رخ رقیبان می‌کشد این یک نمونه از شبیخون‌های بازار تجاری است.

اگر دشمن در فراغت و آسایش به سر می‌برد، آرامش او را به هم بزنید. اگر در آرامش اردو زده است، مجبور به حرکتش کنید. اگر به حدّ وفور آذوقه دارد، او را به گرسنگی بکشانید. در جاهایی ظاهر شوید که ناچار باشد شتاب‌زده دفاع کند. به سرعت به مکان‌هایی بروید که دشمن انتظارش را ندارد.

دایماً در حال رصد رقیبان خود باشید. در ایران اکثر کسب‌وکارها این مساله را جدی نمی‌گیرند٬ اکثراً مانند یک انحصارگر حرکت می‌کنند و ناگهان یک تازه‌نفس بازار را قبضه می‌کند . همیشه نقاط قوت و ضعف خود را بدانید و دایم در حال تحلیل نقاط ضعف و قوت رقیبان باشید.

سپاه، اگر در سرزمینی حرکت کند که دشمن در آن غایب است، می‌تواند مسافت‌های زیادی را بدون ناراحتی طی کند. اگر تنها به نقاط بی‌دفاع حمله کنید، می‌توانید به پیروزی خود مطمئن باشید. اگر تنها مواضعی را انتخاب کنید که نتوان به آن‌ها حمله کرد، می‌توانید از امنیت دفاعتان مطمئن باشید. فرمانده‌ای در حمله زبر­دست است که حریفش نداند از چه چیز باید دفاع کند. فرمانده‌ای در دفاع ماهر است که حریفش نداند به چه چیز باید حمله کند.

کسی که در حمله مهارت دارد، مثل آذرخش از فراز آسمان فرو می‌آید و دفاع دشمن را غیرممکن می‌سازد. بدین ترتیب؛ دقیقاً در جاهایی حمله می کند که دشمن نمی‌تواند از آن دفاع کند. کسی که در دفاع مهارت دارد، در نهان‌ترین گوشه‌های زمین مخفی می‌شود و حدس محل استقرارش را برای دشمن غیرممکن می‌کند. بدین ترتیب ، مواضعی را که او در اختیار می‌گیرد، دقیقاً همان مواضعی است که دشمن نمی‌تواند به آن‌ها حمله کند.

اگر به نقاط ضعف دشمن روی بیاورید، می‌توانید پیش بروید و به تمامی مقاومت ناپذیر باشید؛ اگر حرکات شما تند تر از حرکات دشمن باشد ، می‌توانید آرام بگیرید و در امان باشید. اگر طالب نبرد باشید، می­توان دشمن را وادار به در گیری کرد، حتی اگر در پسِ باروهای بلند و خندقی ژرف پناه گرفته باشد. تنها کار لازم، حمله به محل دیگری است که دشمن را ناچار به عقب‌نشینی از آن کند. اگر دشمن مهاجم باشد، می‌توانیم خط ارتباطی او را قطع کنیم و راه‌های بازگشت او را ببندیم؛ و اگر ما مهاجم باشیم ، بهتر است حمله خود را مستقیماً معطوف به خود حکمران کنیم.

اصول متمایز بودن را فراموش نکنید تمایز برای شما یعنی پیدا کردن بازارهای بکر یا می‌تواند افزایش سهم بازار فقط با یک تغییر یا خلاقیت باشد این هما مفهوم اصلی گاو بنفش است اگر در گله‌ای از گاوها یک گاو بنفش وجود داشته باشد دیده می‌شود دیگر تعداد گاوها در آن زمان مهم نخواهد بود.

می‌توانیم با کشف مقاصد دشمن و نامرئی ماندن، افراد لشگر خود را متمرکز نگه‌داریم حال آنکه افراد دشمن باید متفرق شوند. اگر نیات دشمن مشهود باشد، می­توانیم یکجا با او رو به رو شویم و اگر نیات خود را پنهان نگه‌داریم، دشمن مجبور می­شود نیروهای خود را تقسیم کند تا از هر طرف آماده‌ی دفاع باشد. ما واحدی متحد ایجاد می‌کنیم، درحالی‌که دشمن مجبور به تقسیم افراد خود می­شود. پس نیرویی یکپارچه و کامل، در بخش‌های مختلف یک نیروی کامل نفوذ می‌کند، این یعنی نیروهای بسیار ما در برابر نیروهای اندک دشمن قرار خواهد گرفت. و بدین ترتیب اگر ما نیروی بزرگی را در مقابل سپاه کوچکی به حمله واداریم، دشمنان ما، در مخمصه­ ای شدیدی قرار خواهند گرفت. نباید آشکار کنیم قصد حمله به چه مکانی را داریم، بدین ترتیب دشمن را وا‌می‌داریم برای دفاع در برابر حمله­ ی احتمالی به نقاط مختلف آماده شود.پس، نیروهایش را در جهات مختلف پخش می­شود، بنابراین در هر نقطه، باید با نیروی کمی رویارو شویم.

حتی اگر دشمن از نظر کمّی نیرومند تر از ما باشد، می­توانیم مانع حمله او شویم. برنامه‌ریزی کنید تا به نقشه‌های او و احتمال پیروزی او پی ببرید. ناچارش کنید تا خود را نمایان کند، تا نقاط ضعف او را کشف کنید. سپاه حریف را با دقت با سپاه خود مقایسه کنید، تا بدانید کجا بسیار قوی است و کجا ضعیف.

در اتخاذ مواضع تاکتیکی، عالی‌ترین نتیجه، سرّی نگاه‌داشتن آن‌هاست. گرایش‌های خود را کاملاً محرمانه نگاه‌دارید تا از کاوش‌های محیل­ترین جاسوسان و دسیسه‌های خردمندترین مغزها در امان بمانید.

چیزی که برای عموم قابل‌فهم نیست، این است که رسیدن به پیروزی با تاکتیک‌های خودِ دشمن چگونه میسر است.

همگان می­توانند تاکتیک­های منفرد لازم را برای فتح ببیند، اما تقریباً هیچ کس این راهبُرد را که پیروزی نهایی از درون آن تکامل می­یابد، نمی­ بیند. تاکتیک­های نظامی به آب می­ماند. چرا که آب، در سیر طبیعی خویش، از بلندی‌ها می­گریزد و رو به پایین دارد. پس در جنگ نیز، راه درست، پرهیز از بخش‌های قدرتمند و حمله به نقاط ضعیف است. آب مسیر خود را بر طبق روال طبیعی زمین شکل می­دهد، سرباز هم پیروزی خود را در تطابق با دشمن پیش رو شکل می­دهد.

پس، همان‌گونه که آب شکل ثابتی به خود نمی­گیرد، در عملیات جنگی هم شرایط ثابتی وجود ندارد. پنج عنصرِ آب، آتش ، چوب، فلز و خاک، هیچ‌گاه به نسبت مساوی در کار دخیل نیستند. فصل­های سال به نوبت جای خود را به یکدیگر می­دهند. روزهای کوتاه وجود دارد و روزهای بلند؛ ماه دوره‌های هلال و بدر دارد. کسی که بتواند تاکتیک‌هایش را در تناسب با دشمن تغییر دهد و بدین گونه موفق شود، می­توان او را فرمانده­ی مادرزاد دانست.

جمع‌بندی کنیم :

استراتژی شما باید فراتر از تغییر قیمت و کیفیت باشد برای تعیین راهبُرد نباید در یک اتاق در بسته بنشید و منتظر یک ایده باشید خیر شما باید با نظارت به حرکت رقیبان ، تحلیل بازار و قوت‌ها و ضعف‌های سازمان و محصول خود اقدام به برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری کنید.

برای آشنائی با سه گام موفقیت در کسب و کار کلیک کنید. 

منبع : وان کلیک – مقالات فروش

نبرد مدیران – بخش اول

نبرد مدیران – بخش اول

نبرد مدیران – بخش اول

کسری رفالیان
نبرد مدیران مجموعه مقالاتی است که بر گرفته از متون نظامی و کاربرد آن ها در تجارت است. در قسمت اول مطلبی از فصل اول کتاب هنر رزم نوشته سون جو به همراه تفسیر تجاری این متن است

برنامه‌ریزی

پی ریزی نقشه‌ها

سون جون گفت : هنر رزم برای کشور اهمیت ویژه دارد . مسئله زندگی و مرگ است. راهی است به سوی ایمنی یا نابودی.پس در هیچ شرایطی نباید آن را نادیده گرفت. پنج عامل ثابت بر هنر رزم حاکم است که تمامی آن‌ها را باید همیشه مد نظر داشت.این عوامل عبارت‌اند از :
قانون اخلاق ؛ آسمان؛ زمین ؛ فرمانده؛ روش و انضباط

تجارت را اگر یک نبرد بدانیم نیز این قوانین صادق است

قانون اخلاق : مردم را با هماهنگی کامل با رهبر قرار می‌دهد به گونه‌ای که از جان گذشته و بدون ترس از خطرات از او پیروی می‌کنند.

آسمان به معنای شب و روز سرما و گرما زمان و فصل است.

زمین شامل فاصله‌های دور و نزدیک خطر و امنیت زمین باز یا گذرگاه‌های تنگ و احتمالات مرگ و زندگی است.

فرمانده بیانگر فضایل خود ورزی صمیمیت خیرخواهی شجاعت و قاطعیت است.

روش و انضباط یعنی سرداری سپاه در تقسیم بندی‌های مناسب رتبه‌بندی سازمانی درجات در میان افسران نگهداری و مرمت راه‌هایی که آذوقه و مهمات از طریق آن‌ها به سپاه می‌رسد،و نظارت بر هزینه‌های انتظامی

این پنج عاملی است که هر سردار باید با آن‌ها آشنا باشد. آن کس که آن‌ها را بداند، پیروز خواهد شد.آن کس که نداند،شکست خواهد خورد.

در مدیریت نیز به همین گونه است رهبری سازمان با مدیریت سازمان متفاوت است در سازمان رهبری معمولاً با پایه گزار تجارت است و مدیریت بر عهده شخصی دیگر همین طور چارت های سازمانی و تقسیم‌بندی نیروها باید به دقت و با توجه به توانمندی نیروهای سازمان اتفاق بی افتد

در رقابت با سایر رقبا نیز به این قوانین توجه کنید :

پس، به هنگام بررسی اوضاع نظامی خود و دشمن مقایسه کنید و تصمیم بگیرید

کدام حاکم از قانون اخلاق بهره‌مند است؟

کدام سردار بیش‌ترین توانایی را دارد؟

برتری از نظر زمین و آسمان با کدام طرف است؟

انضباط در کدام طرف با بیش‌ترین قاطعیت اعمال می‌شود؟

ترمو به داستان جالبی از تساو تساو(220-155 ق.م.) اشاره میکند. او که فردی به تمام معنی مقرراتی و منضبط بود ،مطابق با قوانین سختی که خود برای جلوگیری از صدمه زدن به محصولات کشاورزی مقرر کرده بود،بعد از اینکه گذاشت اسبش در یک مزرعه ذرت بچرد، خود را به اعدام محکوم کرد!اما با اصرار و پافشاری زیاد ترغیبش کردند که حس عدالت خواهی‌اش را با تراشید موی سرش ارضا کند

“وقتی قانونی می‌گذارید ،مراقب باشید از آن نافرمانی نشود؛ اگر نافرمانی دیدی متخلف را اعدام کنید.”

البته در دنیای امروز نمی‌توان اعدام کرد! اما اگر قانونی در سازمان وجود دارد اجازه تخطی ندهید حتی به خودتان بزرگ‌ترین مساله در سازمان‌های امروزی قوانینی است که خود قانون گزار به آن متعهد نیست

کدام ارتش قدرتمند تر است؟در کدام طرف افسران و مردان بیشتر تعلیم یافته‌اند؟

در کدام سپاه این یقین بیشتر وجود دارد که لیاقت به تناسب پاداش می‌گیرد و سوء عمل به گونه‌ای سزاوار تنبیه می‌شود؟

با این هفت پاسخ ، میتوانم پیروزی یا شکست را پیش‌بینی کنم. سرداری که اندرز مرا فراگیرد و مطابق آن عمل کند.پیروز خواهد بود ، این سردار را در سمتش ابقا کنید!فرماندهی که اندرز مرا نادیده گیرد یا خلاف آن عمل کن ، شکست خواهد خورد، این سردار را از مقامش عزل کنید . اما به یاد داشته باشید که در عین توجه به بهره‌گیری از توصیه‌های من ،در کسب موفقیت‌های آرمانی فراتر و بهتر از چهارچوب معمول بکوشید و نقشه‌های خود را مطابق آن وضعیت‌های مناسب و سودمند تغییر دهید و تعدیل کنید.تمام جنگ‌ها متکی بر حیله‌اند پس، آنگاه که قادر به حمله‌ایم ، باید خود را عاجز از حمله نشان دهیم ؛زمانی که از نیروهای خود استفاده می‌کنیم ،باید تظاهر به بیکنشی کنیم .آنگاه که نزدیکیم ، به دشمن به باورانیم که دوریم ،باید دشمن را به دام بکشید. تظاهر به بی‌نظمی کنید و دشمن را پایمال و خردکنید .اگر دشمن از هر سو در امان است آماده‌ی نبرد او باشید .اگر نیروی دشمن برتر است .از او پرهیز کنید.اگر حریف شما زود خشم است، بکوشید او را خشمگین کنید.وانمود کنید ضعیفید تا احساس غرور و خود بزرگ بینی را در دشمن برانگیزید.اگر در فراغت است ،آرامش او را به هم بزنید . اگر نیروهای او متحدند، در میان آن‌ها تفرقه بیافرینید.از جایی به او حمله کنید که آمادگی دفاع ندارد،زمانی از راه برسید که انتظارش را ندارد.

توجه داشته باشید اکثر استراتژی های موجود امروز در رقابت‌های تجاری بر گرفته از جنگ‌های واقعی است شاید متن بالا را بیشتر یک متن نظامی و حتی شاید قدیمی بدانید اما هم اکنون بسیاری از سازمان‌های معروف ( مانند تویوتا) از همین متون برای برنامه‌ریزی و استراتژی استفاده می‌کنند اکثر صاحبان تجارت در ایران طوری رفتار می‌کنند که گویی در ایران هیچ رقیبی ندارند و در توهم این هستند که همه کسب‌وکار آن‌ها را می‌شناسند تنها استراتژی که دارند تغییر قیمت و تغییر کیفیت محصول است اکثراً بدون برنامه و بدون چشم‌انداز پیش می روند و تجارتشان ارتباط مستقیمی با اوضاع و احوالشان در آن لحظه دارد .

سرداری در میدان پیروز است که قبل از نبرد ، محاسبات گسترده کند ،سرداری که با محاسبات اندک وارد پیکار می‌شود ،شکست می‌خورد .پس محاسبات همه‌جانبه ما را به سوی پیروزی هدایت می‌کند. و محاسبات اندک به سوی شکست ، حتی اگر هرگز حسابگری نکنیم!با توجه به این نکته می‌توانم پیروز و شکست‌خورده‌ی میدان را پیش‌بینی کنم.

 

برای آشنائی با سه گام موفقیت در کسب و کار کلیک کنید. 

منبع : وان کلیک

جایگاه سازی برند – بخش اول

جایگاه سازی برند – بخش اول

جایگاه سازی برند – بخش اول

کسری رفالیان

جایگاه سازی برند با یک محصول آغاز می شود اما فعالیتی نیست که روی یک محصول انجام دهید، بلکه مجموعه فعالیتی است که روی ذهن مشتری احتمالی انجام می گردد تا محصول مورد نظر را نهادینه کنید .

ادامه مطلب
برگشت به بالا